پسر کوچکی برای مادر بزرگش توضیح می دهد
که چگونه همه چیز ایراد دارد: مدرسه ، خانواده ، دوستان و ...
مادر بزرگ که مشغول پختن کیک است،
از پسر کوچولو می پرسد که کیک دوست دارد؟
و پاسخ پسر کوچولو البته مثبت است.
روغن چطور؟ نه!
و حالا دو تا تخم مرغ؟ نه مادر بزرگ!
آرد چی؟ از آرد خوشت می آید؟ جوش شیرین چطور؟
نه مادر بزرگ! حالم از همه شان به هم می خورد.
بله، همه این چیزها به تنهایی بد به نظر می رسند.
اما وقتی به درستی با هم مخلوط شوند، یک کیک خوشمزه درست می شود.
خداوند هم به همین ترتیب عمل می کند.
خیلی از اوقات تعجب می کنیم
که چرا خداوند باید بگذارد ما چنین دوران سختی را بگذرانیم.
اما او می داند که وقتی همه این سختی ها را به درستی در کنار هم قرار دهد،
نتیجه همیشه خوب است.
ما تنها باید به او اعتماد کنیم،
در نهایت همه ی این پیش آمدها با هم به یک نتیجه ی فوق العاده می رسند.
***************************************************
تا مدتی نمیتونم در خدمتتون باشم.
ضمن اینکه سعی میکنم اگر بتونم به ای– میل ها در حد امکان پاسخ بدم.
اگر خدا خواست و عمری باقی بود، بعد از بازگشت سعی میکنم
محبت شما دوستان عزیز رو که میدونم از برادر کوچیکتون
دریغ نمیکنید در حد توانم هرچند ناچیز پاسخ گو باشم.
قبلا و البته قلبا از همه ی شما یاران گرامی و همراهان همیشگی قدر دانی میکنم.
* خبر ما برسانید به مرغان چمن / كه هم آواز شما در قفس افتاده است ... *
از خداوند مسئلت می نمایم به همه ی كسانی كه دوستشان می دارم
یك ذره دیوانگی عطا نماید تا دلشان همواره شاد و خاطرشان مدام خرم باشد .
خالق عشق نگه دار شما...

