گویند دیوانه ای بر دشت میگذشت، دشتی پر از
اسب و گاو و گوسفند دید.
پرسید اینها از کیست ؟ | گفتند : از آن ِعمید نیشابور
چون به شهر آمد سرایی مجلل دید
پرسید این سرای از آن ِ کیست ؟ | گفتند : از آن ِعمید نیشابور
و چون پرسید که این غلامان از آن ِ چه کسی
اند و در پاسخ به او گفتند از آن ِعمید نیشابور، دستار پاره ی خویش را به هوا
پرتاب کرد و گفت : خدایا تو که همه چیز به عمید داده ای، این نیز به او ده ...
*******************************************************
دکتر علی شریعتی :
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق
ظلم و ستم زندگی می کنند،
و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست
و آزادانه مرد...
********************************************************
از واعظ مطلبی پرسیدند، او گفت
نمیدانم.
یک نفر از پای منبر فریاد کرد ..
منبر جای نادانان نیست.
واعظ فورا در جواب گفت: من به
مقدار علمم بالا رفته ام،
چنانچه بنا بود به اندازه ی جهلم بالا بروم هر
آینه به آسمان میرسیدم ...
********************************************************
اگر یاد بگیری که سیال و انطباق پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *
********************************************************
نقل است که روز ی کریم خان
زند در ایوان مظالم نشسته بود
که مردی اجازه حضور طلبید و
کریم خان اجازه داد و پرسید: کیستی؟
مرد گفت : مردی بازرگانم که
آنچه داشتم، سارقین از من دزدیدند.
کریم خان گفت : وقتی مالت را
دزدیدند تو چه می کردی و کجا بودی ؟
مرد گفت : در خواب بودم
کریمخان پرسید : چرا خواب
بودی؟
مرد گفت : چنین می پنداشتم
که تو بیداری..
***************************************************************
اگر یاد
بگیری که سیال و انطباق پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *
***************************************************************
از یکی از مشایخ نقل است که :
« در بیابانی به گله ی گوسفندی رسیدم، شبان گله را دیدم که به نماز ایستاده
و گرگی در میان گله میگردید و گوسفندان از آن فرار نمیکردند و آن نیز آسیبی به گوسفندان نمیرسانید.
تعجب کردم و توقف نمودم تا شبان از نماز فارغ شد،
به او گفتم میان گرگ و گوسفند از کی صلح برقرار شده؟
گفت : از وقتی که من با خدای خود صلح نموده ام،
خدای من گرگ را با گوسفندان من صلح داده است.
گفتم مرا وصیتی کن.
گفت : کن لله بکن الله لک ( تو با خدا باش تا خدا با تو باشد ) »
********************************************************
دکتر علی شریعتی :
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند،
و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد...
********************************************************
روزی اسکندر به دیدار دیوژن رفت که در زیر آفتاب لمیده بود .
دیوژن گفت : ای سردار بزرگ، بزرگترین آرزوی تو چیست ؟
اسکندر : یونان را به زیر فرمان آورم .
دیوژن : و پس از آن ؟
اسکندر : آسیای صغیر را تسخیر کنم.
دیوژن : و پس از آن ؟
اسکندر : بر دنیا مسلط شوم.
دیوژن : و پس از آن ؟
اسکندر : به استراحت بپردازم و لذت ببرم.
دیوژن : چرا هم اکنون استراحت نمیکنی و لذت نمیبری؟...
میگویند اسکندر از نصیحت دیوژن اظهار امتنان کرد، پرسید :
آیا خدمتی از من بر میاید که در حق تو به جا بیاورم ؟
آری! خواهش میکنم سایه ی خود را که میان من و خورشید حایل است از سرم کم کنید .
اسکندر از این سخن به خنده افتاد وگفت :
براستی اگر اسکندر نبودم دلم میخواست دیوژن باشم نه کس دیگر
و دیوژن بی درنگ پاسخ داد :
اما اگر من دیوژن نبودم دلم میخواست هر کسی باشم غیر از اسکندر ...
********************************************************
اگر یاد بگیری که سیال و انطباق پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *
********************************************************
♥♥♥ برترین مطالب قلب یک فرشته ♥♥♥
هجده سال به بالا ممنوع!
*******************************************
آخر هفته می خوایم بریم گردش
من ، مامان و بابامو خواهرم
همه خیلی خوشحالیم.
اول می ریم سینما
من و خواهرمو راه نمی دن
می گن "هجده سال به پایین ممنوع!"
تصمیم می گیریم بریم پارك
اون جا هم پدر و مادرمُ راه نمی دن
دم قسمت اسباب بازیها نوشته:
"هجده سال به بالا ممنوع!"
حالا دیگه نمی دونیم كجا بریم؟!
برای همین برمیگردیم خونه
اینجا لا اقل دم درش چیزی ننوشته!..
*******************************************
" شل سیلور استاین "
********************************************************
اگر یاد بگیری که سیال و انطباق پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *
********************************************************

