تبليغاتX
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست / عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست قلب یک فرشته

گویند دیوانه ای بر دشت میگذشت، دشتی پر از اسب و گاو و گوسفند دید.

پرسید اینها از کیست ؟ | گفتند : از آن ِعمید نیشابور

چون به شهر آمد سرایی مجلل دید

پرسید این سرای از آن ِ کیست ؟ | گفتند : از آن ِعمید نیشابور

و چون پرسید که این غلامان از آن ِ چه کسی اند و در پاسخ به او گفتند از آن ِعمید نیشابور، دستار پاره ی خویش را به هوا پرتاب کرد و گفت : خدایا تو که همه چیز به عمید داده ای، این نیز به او ده ...

 

*******************************************************

دکتر علی شریعتی :

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند،

و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد...

********************************************************

ثبت شده به دست حامد مورخ یکشنبه 24 شهریور1387 در ساعت 13:26 | + |

از واعظ مطلبی پرسیدند، او گفت نمیدانم.

یک نفر از پای منبر فریاد کرد .. منبر جای نادانان نیست.

واعظ فورا در جواب گفت: من به مقدار علمم بالا رفته ام،

 چنانچه بنا بود به اندازه ی جهلم بالا بروم هر آینه به آسمان میرسیدم ...

 

********************************************************

اگر یاد بگیری که سیال و انطباق پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *

********************************************************

 مطالب گذشته


ثبت شده به دست حامد مورخ یکشنبه 10 شهریور1387 در ساعت 13:12 | + |

نقل است که روز ی کریم خان زند در ایوان مظالم نشسته بود

که مردی اجازه حضور طلبید و کریم خان اجازه داد و پرسید: کیستی؟

مرد گفت : مردی بازرگانم که آنچه داشتم، سارقین از من دزدیدند.

کریم خان گفت : وقتی مالت را دزدیدند تو چه می کردی و کجا بودی ؟

مرد گفت : در خواب بودم

کریمخان پرسید : چرا خواب بودی؟

مرد گفت : چنین می پنداشتم که تو بیداری..

 

***************************************************************

اگر یاد بگیری که سیال و انطباق پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *

***************************************************************

ثبت شده به دست حامد مورخ یکشنبه 3 شهریور1387 در ساعت 12:31 | + |

از یکی از مشایخ نقل است که :

«  در بیابانی به گله ی گوسفندی رسیدم، شبان گله را دیدم که به نماز ایستاده

و گرگی در میان گله میگردید و گوسفندان از آن فرار نمیکردند و آن نیز آسیبی به گوسفندان نمیرسانید.

تعجب کردم و توقف نمودم تا شبان از نماز فارغ شد،

به او گفتم میان گرگ و گوسفند از کی صلح برقرار شده؟

گفت : از وقتی که من با خدای خود صلح نموده ام،

 خدای من گرگ را با گوسفندان من صلح داده است.

گفتم مرا وصیتی کن.

گفت : کن لله بکن الله لک ( تو با خدا باش تا خدا با تو باشد ) »

 

 

********************************************************

دکتر علی شریعتی :

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند،

و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد...

********************************************************

 

ثبت شده به دست حامد مورخ یکشنبه 19 خرداد1387 در ساعت 22:19 | + |

روزی اسکندر به دیدار دیوژن رفت که در زیر آفتاب لمیده بود .

دیوژن گفت : ای سردار بزرگ، بزرگترین آرزوی تو چیست ؟

اسکندر : یونان را به زیر فرمان آورم .

دیوژن : و پس از آن  ؟

اسکندر : آسیای صغیر را تسخیر کنم.

دیوژن : و پس از آن ؟

اسکندر : بر دنیا مسلط شوم.

دیوژن : و پس از آن ؟

اسکندر : به استراحت بپردازم و لذت ببرم.

دیوژن : چرا هم اکنون استراحت نمیکنی و لذت نمیبری؟...

میگویند اسکندر از نصیحت دیوژن اظهار امتنان کرد، پرسید :

آیا خدمتی از من بر میاید که در حق  تو به جا بیاورم ؟

آری! خواهش میکنم سایه ی خود را که میان من و خورشید حایل است از سرم کم کنید .

اسکندر از این سخن به خنده افتاد وگفت :

براستی اگر اسکندر نبودم دلم میخواست دیوژن باشم نه کس دیگر

و دیوژن بی درنگ پاسخ داد :

اما اگر من دیوژن نبودم دلم میخواست هر کسی باشم غیر از اسکندر ...

 

 

 

********************************************************

اگر یاد بگیری که سیال و انطباق پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *

********************************************************

 

 ♥♥♥  برترین مطالب قلب یک فرشته  ♥♥♥

 

ثبت شده به دست حامد مورخ یکشنبه 15 اردیبهشت1387 در ساعت 7:47 | + |

هجده سال به بالا ممنوع!

 

*******************************************

آخر هفته می خوایم بریم گردش

من ، مامان و بابامو خواهرم

همه خیلی خوشحالیم.

اول می ریم سینما

من و خواهرمو راه نمی دن

می گن "هجده سال به پایین ممنوع!"

تصمیم می گیریم بریم پارك

اون جا هم پدر و مادرمُ راه نمی دن

دم قسمت اسباب بازیها نوشته:

"هجده سال به بالا ممنوع!"

حالا دیگه نمی دونیم كجا بریم؟!

برای همین برمیگردیم خونه

اینجا لا اقل دم درش چیزی ننوشته!..

*******************************************

 

" شل سیلور استاین "

 

********************************************************

اگر یاد بگیری که سیال و انطباق پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *

********************************************************

 

تا درودی دیگر بدرود ...

 

ثبت شده به دست حامد مورخ پنجشنبه 15 فروردین1387 در ساعت 8:28 | + |