تبليغاتX
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست / عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست قلب یک فرشته

به نام یکتا خالق ایران زمین


یکی از سناتورهای معروف آمریکا، درست هنگامی که از درب سنا خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد.

روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و سن پیتر از او استقبال کرد.

"خیلی خوش آمدید. این خیلی جالبه. چون ما به ندرت سیاستمداران بلند پایه و مقامات رو دم دروازه های بهشت ملاقات می کنیم. به هر شما هم درک می کنید که راه دادن شما به بهشت تصمیم ساده ای نیست"


سناتور گفت : مشکلی نیست. شما من را راه بده، من خودم بقیه اش رو حل می کنم»

سن پیتر گفت : "اما در نامه ی اعمال شما دستور دیگری ثبت شده، شما بایستی ابتدا یک روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی کنید. آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید"

سناتور گفت : اشکال نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام. میخواهم به بهشت بروم»

سن پیتر گفت «می فهمم. به هر حال ما دستور داریم. ماموریم و معذور»

و سپس او را سوار آسانسور کرد و به پایین رفتند.

پایین ... پایین... پایین... تا اینکه به جهنم رسیدند.

در آسانسور که باز شد، سناتور با منظره ی جالبی روبرو شد. زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بازی گلف بود و در کنار آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم بسیاری از دوستان قدیمی سناتور منتظر او بودند و برای استفبال به سوی او دویدند. آنها او را دوره کردند و با شادی و خنده فراوان از خاطرات روزهای زندگی قبلی تعریف کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و حسابی سرگرم شدند. همزمان با غروب آفتاب هم همگی به کافه ی کنار زمین گلف رفتند و شام بسیار مجللی از اردک و بره کباب شده و نوشیدنی های گرانبها صرف کردند. شیطان هم در جمع آنها حاضر شد و همراه با دختران زیبا رقص گرم و لذت بخشی داشتند.

به سناتور آنقدر خوش گذشت که واقعاً نفهمید یک روز او چطور گذشت. راس بیست و چهار ساعت، سن پیتر به دنبال او آمد و او را تا بهشت اسکورت کرد. در بهشت هم سناتور با جمعی از افراد خوش خلق و خونگرم آشنا شد، به کنسرت های موسیقی رفتند و دیدارهای زیادی هم داشتند. سناتور آنقدر خوش گذرانده بود که واقعا نفهمید که روز دوم هم چگونه گذشت، گرچه به خوبی روز اول نبود.

بعد از پایان روز دوم، سن پیتر به دنبال او آمد و از او پرسید که آیا تصمیمش را گرفته؟

سناتور گفت «خوب راستش من در این مورد خیلی فکر کردم. حالا که فکر می کنم می بینم بین بهشت و جهنم من جهنم را ترجیح می دهم»

بدون هیچ کلامی، سن پیتر او را سوار آسانسور کرد و آن پایین تحویل شیطان داد. وقتی وارد جهنم شدند، اینبار سناتور بیابانی خشک و بی آب و علف را دید، پر از آتش و سختی های فراوان. دوستانی که دیروز از او استقبال کردند هم عبوس و خشک، در لباس های بسیار مندرس و کثیف بودند. سناتور با تعجب از شیطان پرسید «انگار آن روز من اینجا منظره ی دیگری دیدم؟ آن سرسبزی ها کو؟ ما شام بسیار خوشمزه ای خوردیم؟ زمین گلف؟ ...»

شیطان با خنده جواب داد: آن روز، روز تبلیغات بود!

امروز دیگر تو رای داده‌ای...


*******************************************************
دکتر علی شریعتی :
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند،
و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد...
******************************************************

ثبت شده به دست حامد مورخ یکشنبه 24 خرداد1388 در ساعت 20:50 | + |

با درود و مهر

از یاران و همراهان همیشگی بابت این چند روز پوزش میطلبم، امیدوارم پذیرا باشید

فکر کنم یه دو هفته ای کلا از زندگی استعفا دادم...... بگذریم... در خدمت دوستان هستم...

تا بعد...

 

*********************************************

بارخدايا به بريدنم از غير و پيوستنم به تو خود را از هر شائبه خالص كردم، و با تمام وجود به تو رو آوردم، و از آن كه نيازمند به عطاى توست روى گرداندم، و درخواست خود را از طرف آن كه از فضل تو بى‏نياز نيست گرداندم، و دانستم كه حاجت خواستن محتاج از محتاج ديگر از سبك‏رائى و گمراهى عقل اوست. خداوندا، چه بسيار مردم را ديده‏ام كه از غير تو عزت خواستند و خوار شدند، و از غير تو ثروت طلبيدند و تهيدست گشتند، و در طلب بلندى و مقام برآمدند و پست شدند، پس انسان دورانديش به‏ديدن امثال ايشان بر راه درست رود و پندگيرى او مايه توفيق او شود، و اين انتخاب او را به راه صواب رهنمون گردد. پس اى مولاى من مرجع خواهش من تويى نه هيچ مسئول ديگر، و برآورنده نيازم تويى نه هيچ مطلوب ‏اليه ديگر، پيش از آنكه كسى را بخوانم تو را مى‏خوانم و بس، احدى در چشم‏انداز اميد من با تو شريك نيست، و هيچ كس در دعاى من با تو همراه نيست، و نداى من او و تو را با هم در برنمى‏گيرد. الهى، تنها توراست وحدانيت و يگانگى، و ملكه قدرت بى‏نياز، و فضيلت حول و قوّت، و پايه والايى و رفعت، و ماسواى تو در تمام عمر خود نيازمند رحمت تو، و در كار خويش عاجز و مغلوب، و در امور خود ناتوان است، و حالاتى گوناگون، و صفات ناپايا دارد، پس تو بالاتر از آنى كه همانند و ضدى براى تو باشد، و بزرگ‏ تر از آن كه همسان و همتا داشته باشى، پس پاك و منزّهى، معبودى جز تو نيست...

*********************************************

 

*******************************************************

دکتر علی شریعتی :

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند،

و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد...

********************************************************

ثبت شده به دست حامد مورخ یکشنبه 21 مهر1387 در ساعت 11:45 | + |

با درود و مهر بر یاران و همراهان همیشگی

به علت تعویض کامپیوتر منزل تا اطلاع ثانوی نمیتونم در خدمتتون باشم.

به یاری خدا تا یک یا دو هفته ی دیگر برمیگردم

و همینجا از تمامی دوستان عزیزم که همیشه بدون چشمداشت در قلب یک فرشته حضور دارن و محبتشون رو دریغ نمیکنن تشکر میکنم...

عزت زیاد...

 

********************************************************

دکتر علی شریعتی :

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند،

و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد...

********************************************************

 

ثبت شده به دست حامد مورخ شنبه 22 تیر1387 در ساعت 14:6 | + |

با درود و مهر بی پایان بر یاران و همراهان همیشگی

 

قبل از ارسال پست بعدی چند نکته رو خدمتتون عرض میکنم.

پیشاپیش از غلط های املائی، نگارشی و از این حرفای ناخواسته پوزش میطلبم.

 

اول دوستانی که لطف کردن، منت گذاشتن

و قلب یک فرشته رو دوست خودشون میدونن و این وبلاگ رو لینک کردن امیدوارم

به طور حتم با همین عنوان ( قلب یک فرشته ) این کار رو انجام داده باشن

و چنانچه احیانا ً با نام نویسنده ی وبلاگ این کار رو کردن عاجزانه تقاضا دارم

به " قلب یک فرشته " تغییر عنوان بدن.

و برای جلوگیری از این قبیل مسائل نام نویسنده ی وبلاگ رو هم تغییر دادم.

ضمنا  برای جلوگیری از هرگونه مسائل دیگر خودم رو معرفی میکنم

تا دیگه از این قبل مسائل به وجود نیاد. مخلص همگی

اینجانب حامد گلمحمدی متولد تهران در بیست و هفتم ِ تیر ِ شصت ُ شش ساکن خونمون و در حال حاضر مثلا دانشجوی رشته ی نرم افزار دانشگاهی حوالی فرحزاد هستم.همین!

 

دوم اینکه منبعد " قلب یک فرشته " در حالت عادی

هر دو روز یا حداکثر سه روز یک بار حدود ساعت 7:15  به روز رسانی میشود.

دوستان اگر قابل بدونن منتظر حضورشون هستم.

 

سوم اینکه بازم بود اما اینا رو که نوشتم اونا رو یادم رفت

 ( ماشاء ا...  حافظه. من دیگه برم اسفند دود کنم... )

تاکید میکنم که نام اینجانب "حامد" میباشد لطفا از چسباندن نام آنشرلی به بنده جدا ًخود داری کنید.

 

********************************************************

اگر یاد بگیری که سیال و انطباق پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *

********************************************************

 

به امید صمیمیت، دوستی، اتحاد و اتحاد بیشتر...

 

همگی شما گلهای دوست داشتنی رو به خدای بزرگ میسپارم!

 

عشقتان فروزان، دلتان پر مهر...

 

ثبت شده به دست حامد مورخ چهارشنبه 25 اردیبهشت1387 در ساعت 7:15 | + |

به نام آنكه دوستی را آفرید

با درود و مهر

از آمدن دوستان گرامی، خانومهای محترم و آقایون عزیز بسیار سپاسگزارم.

 

این پست به دعوت دوست و نویسنده ی خوب و خوش ذوق وبلاگ محبت و زیبایی نوشته شده.

گفته بودن در قالب بازی با کلمات چند کلمه ای در باره ی نام وبلاگ توضیح بدم.

حسب الامر ایشون فقط در حد چند کلمه اصل مطلب رو بیان میکنم چون توان بازی با کلمات رو ندارم.

اما راجع به نام وبلاگ باید عرض کنم  که این نام الهام گرفته از یک موسیقی لاتین به همین نام ِ که حداقل برای شخص من معنای عمیقی داره و بهم آرامش میده. همین!

البته یک نکته ی کوچک دیگر هم هست که قابل عرض نیست

 و تا زمانی که این قلب میتپه این حرف درش باقی میمونه...

مطلب آخر اینکه فکر کنم باید پنج نفر رو به این بازی دعوت کنم اما حقیقتا از این کار معذورم که امیدوارم پوزش من رو پذیرا باشند، چه بسا درب قلب یک فرشته همیشه به روی همگی عزیزانی که لطف میکنن، منت میگذارند و قدم بر فرش قرمز قلب یک فرشته میگذارند بازه و اگر این عزیزان خودشون مایل بودند، حال که جَو دوستانه ای هست حتما این کار رو انجام خواهند داد...

 

با سپاس ویژه از نازنین خانوم که قابل دونست و این فرصت رو در اختیارم قرار داد.

 

عمر خوانندگان گرامی دراز باد و خداوند عزّوجل همگی را مزید عزت، لطف و دوام کرامت کند .

 

********************************************************

اگر یاد بگیری که سیال و انطباق پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *

********************************************************

 

همواره مراقب سلامت جسم و روانتان باشید.... یا حق...

 

ثبت شده به دست حامد مورخ سه شنبه 17 اردیبهشت1387 در ساعت 7:49 | + |

به نام نگارگرتقدیر

 

۱۰ سخن از  دکتر علی شریعتی و یا علی

 

********************************************

 

۱.قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.

 

۲.اگر پیاده هم شده است سفر کن، در ماندن می پوسی.

 

۳.عشق به آزادی مرا همه ی عمر در خود گداخته است.

 

۴.مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.

 

۵.دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.

 

۶.ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

 

۷.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.

 

۸.مرا کسی نساخت، خدا ساخت. نه آنچنان که کسی می خواست، که من کــَس نداشتم.

کــَسم خدا بود، کــَس ِبی کسان.

 

۹.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند، بدان گونه که احساسش می کنند، هست.

 

۱۰.استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن، دین من است.

 

*********************************************************

 

اگر یاد بگیری که سیال و انطباق پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *

 

پاینده مهر ِ نیكان.... یا علی...

 

ثبت شده به دست حامد مورخ جمعه 24 اسفند1386 در ساعت 6:46 | + |

در پست قبل شعری از مجتبی کاشانی ارسال کردم

فرصت رو مغتنم دونستم و تصمیم گرفتم الان هم  قسمتِ

 " ضرب المثل های  دورریختنی " رو از

مقاله ی باور های زنگ زده ; اندیشه های منجمد ِ ایشون ارسال کنم.

***************************************************

یك دست صدا ندارد

با یك گل بهار نمی شود

نرود میخ آهنین در سنگ

هنر نزد ایرانیان است و بس

چو فردا شود  فكر فردا كنیم

تا نباشد چوب تر  فرمان نبرد گاو و خر

تربیت  نااهل را  چون گردكان  بر گنبد است

اصل  بد نکو نگردد چونكه بنیادش  بد است

گلیم  بخت كسی  را بافتند سیاه، به آب  زمزم و كوثر  سفید نتوان كرد

كار هر بز نیست خرمن كوفتن ، گاو نر می خواهد مرد كهن

اگر  شریك خوب بود  خدا برای خودش انتخاب می  كرد

خواهی  نشوی  رسوا همرنگ جماعت  شو

آب كه از سر گذشت  چه یك نی چه صد نی

هرآنكس  كه دندان دهد نان دهد

ترك عادت  موجب مرض است

هركسی  را بهر  كاری  ساختند

***************************************************

خالق عشق نگه دار شما ...

ثبت شده به دست حامد مورخ دوشنبه 7 آبان1386 در ساعت 10:33 | + |

 

به نام انکه عشقش وجودم را سست کرد

 

به تمنای جرعه ای از جام نیایش تو ...

 

هیچ شمعی نیست كه به امید سپیده ظهور، تا صبح فرج، در شبستان انتظار نسوزد.

اینك با تو از كدام دلتنگی خود بگویم؟

 

ای خوب ترین! نمی گویم: « با من به از آن باش كه با خلق جهانی »، كه می دانم تو با هر كس، همانی كه اوست... و ما مانده ایم كه با خود چگونه باشیم.

 

آیا دری هست كه به روی تو بسته باشد؟

آیا سری هست كه زیر بار منت تو خاكساری نكند؟

 

ای همه خوبی و لطف! روی به كدام كعبه نمازعهد بگزاریم؟

كه تو خود مقصود كعبه ای و موعود قبله.

ای آخرین پیغام سبز! ...

ما هم عریضه ی دلتنگی می خوانیم و هم نامه ی شكر طومار می كنیم.

باشد كه از این دو راهه ی منزل یكی به مقصد رسد.

 

ای بقیت خدا! از ما جز چشمی برای انتظار و دلی برای امید باقی نمانده است.

این چشم و دل را نیز خاك راه تو كرده ایم.

باشد كه غباری از آن بر گوشه ی قبای تو بنشیند!

اینك جرعه ای از جام نیایش خود را در جان ما فرو ریز!

 تا ما نیز پیوستگی لطف مدام را بنوشیم....

 

****************************

بود آیا كه در میكده ها بگشایند؟

گره از كار فرو بسته ی ما بگشایند

به صفای دل رندان صبوحی زدگان

بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند

****************************

 

نیمه ی شعبان بر همگان فرخنده و نیکو باد

پاینده مهر نیكان .... یا حق ...

 

ثبت شده به دست حامد مورخ سه شنبه 6 شهریور1386 در ساعت 11:1 | + |

به نام خدای خرد بخش روزی رسان

 

*******************************************************************************

خداوند به حضرت موسی (ع) فرمود:

من شش چیز را در شش چیز قرار دادم ولی مردم در جای دیگر به دنبال آن هستند .

 

راحتی را دربهشت قرار دادم ولی مردم در دنیا به دنبال آن هستند.

 

فهم و معرفت و علم را در كم‌خوری قرار دادم ولی مردم در سیری به دنبال آن هستند.

 

عزت را درشب‌زنده‌داری قرار دادم ولی مردم در مراوده و رفت و آمد با سلاطین به دنبال آن هستند.

 

بزرگی و حرمت را در تواضع قراردادم ولی مردم با تكبر به دنبال آن هستند.

 

اجابت دعا را در لقمه ی حلال قرار دادم ولی مردم با سروصدای بسیار به دنبال آن هستند.

 

بی‌نیازی را در قناعت قرار دادم ولی مردم در ریخت و پاش به دنبال آن هستند .

 

*******************************************************************************

 

جشن تیرگان هم بر همه ی آریایی های پاک نهاد ، فرخنده باد .... یا حق ...

 

 

ثبت شده به دست حامد مورخ دوشنبه 11 تیر1386 در ساعت 2:9 | + |

به نام خداوندگار عالم هستی

 

به طور حتم همگی میدونند که امروز چه روزیست.

ترجیح میدم چیزی نیگم  چون نمیتونم بنویسم، فقط مطلب کمی طولانیست ، اما لزومی به خواندن تمام پست نیست .

 

*******************************************************

عايشه - همسر پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم - اظهار مى كند:
فاطمه شبيه تر از هر كسى به رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم بود. هنگامى كه به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم مى رسيد، حضرت با آغوش باز از او استقبال مى كرد و دست هايش را مى گرفت و در كنار خود مى نشاند، و هرگاه پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم بر فاطمه عليهاالسلام وارد مى شد، ايشان برمى خاست و دست هاى حضرت را با اشتياق مى بوسيد.
آن زمان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم در بستر مرگ آرميده بود، فاطمه عليهاالسلام را به طور خصوصى پيش خود خواند، و آهسته با وى سخن گفت ، كمى بعد فاطمه عليهاالسلام را ديدم كه گريه مى كرد! سپس پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم بار ديگر با او آهسته صحبت كرد. اين بار، فاطمه عليهاالسلام خنديد! با خود گفتم :
اين نيز يكى از برترى هاى فاطمه عليهاالسلام بر ديگران است كه هنگام گريه و ناراحتى توانست بخندد.
علت را از فاطمه عليهاالسلام پرسيدم ، فرمود:
-
در اين صورت اسرار را فاش ساخته ام و فاش كردن اسرار ناپسند است .
پس از آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رحلت كرد، به فاطمه عليهاالسلام عرض كردم :
-
علت گريه و سبب خنده شما در آن روز چه بود؟
در پاسخ فرمود:
-
آن روز، پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم نخست به من خبر داد كه از دنيا مى رود، گريه كردم ! سپس به من فرمود:

 تو اولين كسى هستى كه از اهل بيتم به من مى پيوندى ،

 لذا شاد شدم و خنديدم ......

*******************************************************

زنى خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام رسيد و گفت :
-
مادر ناتوانى دارم كه در مسائل نمازش به مساءله مشكلى برخورد كرده و مرا خدمت شما فرستاد كه سؤ ال كنم .
حضرت فاطمه عليهاالسلام جواب آن مساءله را داد. آن زن همين طور مساءله ديگرى پرسيد تا ده مساءله شد. حضرت همه را پاسخ داد. سپس ‍ آن زن از كثرت سؤ ال خجالت كشيد و عرض كرد:
-
اى دختر رسول خدا! ديگر مزاحم نمى شوم .
حضرت فرمود: نگران نباش ! باز هم سؤ ال كن ! با كمال ميل جواب مى دهم ، زيرا اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را بر بام حمل كند و در عوض آن ، مبلغ صد هزار دينار اجرت بگيرد، آيا از حمل بار خسته مى شود؟
زن گفت :
-
نه ! خسته نمى شود، زيرا در برابر آن مزد زيادى دريافت مى كند.
حضرت فرمود:
-
خدا در برابر جواب هر مساءله اى بيشتر از اينكه بين زمين و آسمان پر از مرواريد باشد، به من ثواب مى دهد! با اين حال ، چگونه از جواب دادن به مساءله خسته شوم ؟ از پدرم شنيدم كه فرمود:
((علماى شيعه من روز قيامت محشور مى شوند، و خداوند به اندازه علوم آنان و درجات كوششان در راه هدايت مردم ، برايشان ثواب و پاداش در نظر مى گيرد و به هر كدامشان تعداد يك ميليون حله از نور عطا مى كند. سپس منادى حق تعالى ندا مى كند: اى كسانى كه يتيمان (پيروان ) آل محمد را سرپرستى نموديد، در آن وقت كه دستشان به اجدادشان (پيشوايان دين ) نمى رسيد، كه در پرتو علوم شما ارشاد شدند و ديندار زندگى كردند. اكنون به اندازه اى كه از علوم شما استفاده كرده اند، به ايشان خلعت بدهيد!
حتى به بعضى آنان صد هزار خلعت داده مى شود. پس از تقسيم خلعت ها، خداوند فرمان مى دهد: بار ديگر به علما خلعت بدهيد. تا خلعتشان تكميل گردد.
سپس دستور مى رسد دو برابرش كنيد همچنين درباره شاگردان علما كه خود شاگرد تربيت كرده اند چنين كنيد...
آنگاه حضرت فاطمه به آن زن فرمود:
اى بنده خدا! يك نخ از اين خلعتها هزار هزار مرتبه از آنچه خورشيد بر آن مى تابد بهتر است . زيرا امور دنيوى تواءم با رنج و مشقت است اما نعمتهاى اخروى عيب و نقص ندارد.

 

*******************************************************

مردى به همسرش گفت : برو خدمت حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام از او بپرس آيا من از شيعيان شما هستم يا نه ؟
آن زن خدمت حضرت زهرا عليهاالسلام رسيد و مطلب را پرسيد. حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود:
-
به همسرت بگو اگر آنچه را كه دستور داده ايم بجا مى آورى و از آنچه كه نهى نموده ايم دورى مى جويى از شيعيان ما هستى وگر نه شيعه ما نيستى .
زن به منزل برگشت و فرمايش حضرت زهرا عليهاالسلام را براى همسرشنقل كرد. مرد با شنيدن جواب حضرت سخت ناراحت شد و فرياد كشيد:
-
واى بر من ! چگونه ممكن است انسان به گناه و خطا آلوده نباشد؟
بنابراين من هميشه در آتش جهنم خواهم سوخت ، زيرا هركس از شيعيان ايشان نباشد هميشه در جهنم خواهد بود.
زن بار ديگر محضر فاطمه عليهاالسلام رسيد و ناراحتى و سخنان همسرش ‍ را نزد آن حضرت بازگو نمود.
حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود:
-
به همسرت بگو؛ آن طور كه فكر مى كنى نيست . چه اينكه شيعيان ما بهترين هاى اهل بهشتند ولى هركس ما را و دوستان ما را دوست بدارد دشمن دشمنان باشد و نيز دل و زبان او تسليم ما شود، ولى در عمل با اوامر و نواهى ما مخالفت كرده ، مرتكب گناه شود، گرچه از شيعيان واقعى ما نيست اما در عين حال او نيز در بهشت خواهد بود، منتهى پس از پاك شدن گناه .
آرى ! به اين طريق است كه به گرفتاريهاى (دنيوى ) و يا به شكنجه مشكلات صحنه قيامت و يا سرانجام در طبقه اول دوزخ كيفر ديده ، پس از پاك شدن از آلودگيهاى گناه به خاطر ما از جهنم نجات يافته ، در بهشت و در جوار رحمت ما منزل مى گيرد.

 

*******************************************************

 

اى عین بقا! در چه بقایى كه نیى ؟

 

در جاى نیى ، كدام جایى كه نیى ؟

 

اى ذات تو از جا و جهت ، مستغنى

 

آخر تو كجائى و كجائى كه نیى ؟ ........

 

 

خداوندا به قدر معرفتم تو را میپرستم ،

 

به حق فاطمه ی زهرا ، معرفتم را افزون کن ........

 

یا حق ...

 

ثبت شده به دست حامد مورخ چهارشنبه 9 خرداد1386 در ساعت 20:57 | +

به نام یزدان پاک

 

************************************

 

اگر به آدم بزرگ ها بگویید :

 یک خانه ی قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلوی پنجره هاش غرق شمعدانی و بامش پر از کبوتر بود

 محال است که بتوانند مجسمش کنند.

باید حتما بهشان گفت یک خانه ی صد میلیونی دیدم تا صداشان بلند شود که :  وای ! چه قشنگ !...

 

***************************************

 

قسمتی از " شازده کوچولو " ترجمه ی احمد شاملو

 

ثبت شده به دست حامد مورخ دوشنبه 31 اردیبهشت1386 در ساعت 10:14 | + |

 

به نام آنکه هستی نام از او یافت

فلک جنبش ، زمین آرام ازو یافت

 

امروز ، روز معلم!

 

این روز بزرگ و همچنین یاد و خاطره ی استاد شهید ، مرتضی مطهری رو گرامی میداریم.

 

معلمی شغل نيست؛ معلمی عشق است.

اگر به عنوان شغل انتخابش کرده ای، رهايش کن و اگر عشق توست مبارکت باد.

 

جا داره از تمامی معلمهای عزیزم کمال تشکر رو داشته باشم.

معلم اول دبستانم خانوم یعقوبی ، وقتی که روز اول به مدرسه میرفتم ( با گریه – بی تعارف ) ( روزی که هیچ وقت از یادم نخواهد رفت ) من رو مثل پسر خودش به آغوش کشید و باعث شد تا دیگه احساس بدی بهم دست نده .   و تمامی معلمهای عزیزم  خانم زحل ، خانوم شرف زاد ، خانوم ارومیه ( که .... هنوز یادمه ) و خانوم ولی زاده . دست تک تکشون رو میبوسم.

و پایه ی راهنمایی و دبیرستان که ........

فقط ...........  ( بی خیال!  دیگه نمیتونم بنویسم )

 

ثبت شده به دست حامد مورخ چهارشنبه 12 اردیبهشت1386 در ساعت 11:16 | + |

به نام آن که جان را فکرت آموخت

 

السلام علیک یا فاطمه المعصومه

 

شب وفات کریمه ی اهل بیت ! کسی که به کرامت خودش توجه میکنه نه به درخواست کنندش

شب نزول رحمت ِ ، بارش باران !

 

در این شب عزیز حضرت رو واسطه قرار بدیم و از خدا بخواهیم ، بخواهیم هر آنچه که خودش برای ما میخواهد.

 

ما رو هم از دعای خیرتون محروم نکنید!

باشد که با دعای خیر شما عزیزان! راهی از جاده ی عشق و معرفت الهی به سویم باز گردد.

 

*********************************

اى كرده تو را خدا ولى ادركنى

اى كرده تو را نبى وصى ادركنى

دستم تهى و لطف تو بى پايان است

يا حضرت مرتضى على ادركنى

*********************************

 

خداوندا به قدر معرفتم تو را می پرستم !

به حق کریمه ی اهل بیت و برادر بزرگوارش معرفتم را افزون کن ...

 

آری! آدینه ای دیگر در اشتیاق دیدارش گذشت ...

 

خدایا به حق همین نیمه شب ، هیچ دلی رو تنها نگذار

 

در سایه سار امن ایمان پایدار باشید و جاودان ... یا حق ...

 

ثبت شده به دست حامد مورخ شنبه 8 اردیبهشت1386 در ساعت 0:54 | +

به نام آفریننده ی هر چه هست و نیست

عرض ادب و احترام دارم خدمت همگی دوستان عزیز

دوستان خوبم امروز، روز 67 سالگی رادیو ست !

من هم چون رادیو جزو بهترین همراهانم هست و بیشتر پای رادیوئیم.

جا داره  این روز رو به همه ی این عزیزان تبریک بگم.

مخصوصا برو بچه های رادیو ی خودمون ! یعنی رادیوجوان

بی خیال! داره تبلیغاتی میشه . مگه اینجا ، نیازمندیهای روزنامست؟

امید داریم که 100 سالگی رادیو رو ببینیم.

 

باز هم این روز رو به همه ی برو بچه های رادیو

 

 تبریک میگم.

 

 

 

 

ثبت شده به دست حامد مورخ سه شنبه 4 اردیبهشت1386 در ساعت 9:26 | + |

به نام زیباآفرین ِ زیبا

 

************************

 

حضرت علی ( ع ) به وقتى كه در نبرد جمل پيروز شد، يكى از يارانش گفت: «دوست داشتم برادرم در اين صحنه بود و مى ديد چگونه خداوند تو را بر دشمنانت يارى داد»

امام به او فرمود: آيا ميل برادرت با ماست؟

گفت: آرى، فرمود:

بى شك با ما حضور داشته، بلكه اقوامى با ما در اين لشكر حضور داشتند كه هم اكنون در صلب

مردان و رَحِم زنها هستند، آنان كه زمانهاى آينده ظهورشان مى دهد، و ايمان به وسيله ی آنان تقويت مى شود.

************************

قطعه ای از نهج البلاغه

 

رخصت تا پروازی دیگر .... یا حق ...

 

ثبت شده به دست حامد مورخ شنبه 18 فروردین1386 در ساعت 23:6 | + |

به نام خدای خردبخش ِ روزی رسان

عرض ادب و احترام دارم خدمت تمامی دوستان عزیزم

و با اندکی تاخیر، خجسته میلاد حضرت ختمی مرتبت و پیامبر نور و رحمت را به

تمامی مسلمانان جهان  تبریک و تهنیت عرض میکنم .

 

یک داستان میارم و همه ی شما رو به خدای منان میسپارم.

 

مردى به نام (ابو ايوب انصارى ) محضر پيغمبر صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد:

يا رسول الله ! به من وصيتى فرما كه مختصر و كوتاه باشد تا آن را به خاطر سپرده ، عمل كنم .

پيغمبر فرمود:

پنج چيز را به تو سفارش مى كنم :

1- از آنچه در دست مردم است نااميد باش ! چه اين كه ، براستى آن عين بى نيازى است .

2- از طمع پرهيز كن ! زيرا طمع فقر حاضر است .

3- نمازت را چنان بخوان كه گويا آخرين نماز تو است و زنده نخواهى ماند تا نماز بعدى را بخوانى .

4- بپرهيز از انجام كارى كه بعدا به ناچار از آن پوزش طلبى .

5- براى برادرت همان چيزى را دوست بدار كه براى خودت دوست دارى .

 

* بحار: ج 74، ص  168 *

 

تا عشق ..... یا حق ...

 

ثبت شده به دست حامد مورخ جمعه 17 فروردین1386 در ساعت 20:8 | + |

به نام او كه تنهاست ولی تنهايی را برای مخلوقاتش نمی پسندد

 

امشب یه جوره دیگه یه حس ِ دیگه ِای داشتم یعنی دارم

می خواستم به روز کنم  ولی هر چقدر  فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید

فقط درد تنهائی و غم بود و من

هر چقدر هم که خواستم خودم رو با یه چیزی سر گرم کنم دیدم این بار

نمیتونم... همیشه خودم رو بی خیال نشون میدادم اما نشد که نشد رفتم کنار پنجره که هوایی تازه کنم.

دیدم که نه خیر! یعنی بله آسمون هم دلش مثل ِ من گرفته داره گریه میکنه ..... دیگه نمیدونم چی شد! به یک باره یاد قطعه ای از دکتر علی شریعتی افتادم ، نا خود آگاه ، آمدم و تایپ کردم.

 

" چه بارانی است در بیرون اتاق !

باران ؟

ابرهای غمهای همه ی تاریخ ،

یک باره بر سرم باریدن گرفت ِ اند .

کسی نمیداند که در چه دردی و تبی

میسوزم و مینویسم . "

 

 

ثبت شده به دست حامد مورخ سه شنبه 7 فروردین1386 در ساعت 4:11 | +

با تمام بی کسی هایم کسی دارم هنوز ..... به نام کـَس ِ بی کسان

 

درود بر شما یاران همیشگی

عرض ادب دارم خدمت همه ی سروران گرامی

امیدوارم سال رو به خوبی همراه با عشق  و با شور و شعف ، شادی و لبخند ِ

 هر چه بیشتر آغاز کرده باشید

از اونجائی که عازم سفری به شهرستان قم هستم و این امکان وجود داره که تا 3،4 روز ِ

دیگر فرصت به روز کردن به وجود نیاد !

 با بحر ِ طویلی از ( ابوالقاسم حالت ) به روز کردم ! امیدوارم که خوشتون بیاد.

 

******************************************************

 

رفقا خاطر خود شاد بدارید و ره غم مسپارید و گل و لاله بیارید و به هر سو بگذارید که یک بار دگر فصل بهار آمد و نوروز درآمد ز در و کرد طبیعت هنر و ابر برآورد سر و ریخت زباران گهر و سبز شد از نو شجر و داد نوید ثمر و گشت چنان جلوه‌گر و یافت جهان زیب و فر و لطف و صفائی دگر و کرد غم از دل به در و می‌دهدت باد بهاری خبر از طی شدن فصل زمستان که کنی ترک شبستان و تو هم چون گل خندان بزنی خیمه به بستان و ببینی که گلستان زگل و لاله و ریحان و ز باریدن باران شده چون روضه‌ی رضوان همه پرلاله‌ی نعمان همه پر نرگس فتان همه پر گوهر و مرجان غرض ای نور دل و جان منشین زار و پریشان که شوی سخت پشیمان چو دهی فرصت عیش و طرب از دست درین فصل دل‌انگیز و فرح‌زا که صفا داده به هر باغ و به هر راغ و چنان ساحت فردوس برین کرده جهان را.
همه جا زمزمه‌ی سال جدید است، همه را شوق شدید است، سخن گردش عید است، گل سرخ و سپید است که بر خاک پدید است، درین عید سعید است که بس روح امید است که در جسم دمیده است، ز هر سوی نوید است که بر خلق رسیده است، ولی من ز رخم رنگ پریده است، که هنگام خرید است و ازین فقر شدید است که قلبم ترکیده است و دلم سخت تپیده است، به یک سوی مجید است که خونم بمکیده است، به یک سوی فریده است، همین خیر ندیده است که پیوسته پریده است به جان من مسکین که برایش بخرم کفش و کلاه و کت و جوراب بدان سان که ز هر باب، فتد دل به تب و تاب، شب از چشم پرد خواب، ولی سال نوین با همه‌ی خرج تراشی که کند، مایه‌ی شادی است، سرآغاز بهار است و زمانی خوش و خرم که به هر سوی و به هر کوی، کنی روی و کشی بوی و ببینی رخ دلجوی و سر و صورت نیکوی و کنی جامه‌ی نو در بر و از صبح الی شام، به صد شوق نهی گام، در خانه‌ی اقوام، پی دیدن و بوئیدن و بوسیدن دست و سر و روی پدر و مادر و همشیره و داداش و عموجان و فلان دائی و هر عمه و هر خاله و هر حاجی و هر باجی و لب بازکنی در پی وراجی و بس نغز بگویی و بسی کام بجویی و بخندی چو ببینی همه را خرم و آزاد، چنان شاخه‌ی شمشاد، عمومند بسی شاد و ندارند ز غم داد و نسازند ز غم یاد و نباشند به فریاد. اگر بچه و گر تازه جوانند، پی عیش روانند، وگر پیر زنانند، چو گل خنده زنانند و چنینید و چنانند. به هر حال بود عید نشاط ‌آور
نوروز بدان سان فرح اندوز و طرب ساز و تعب سوز که روشن کند از پرتو امید دل هموطنان را....

 

******************************************************

 

از اینکه بار دیگر مجالی بود تا در خدمت شما عزیزان باشم بسیار خرسند و مشعوفم و خدا رو شکر میکنم

پس تا مجالی دیگر درود و دو صد بدرود

لبخندتان را آرزومندم

بهاری باشید ، سبز و شاداب ، خرم و خندان ........ عزت زیاد...

 

ثبت شده به دست حامد مورخ پنجشنبه 2 فروردین1386 در ساعت 18:0 | +

 

به نام بهار آفرین ِ روح بخش ِ مهر گستر

******************************

عید بر عاشقان مبارک باد

عاشقان عیدتان مبارک باد

عید ار بوی جان ما دارد

در جهان همچو جان مبارک باد

بر تو ای ماه آسمان و زمین

تا به هفت آسمان مبارک باد

عید آمد به کف نشان وصال

عاشقان این نشان مبارک باد

روزه مگشای جز به قند لبش

قند او در دهان مبارک باد

عید بنوشت بر کنار لبش

کاین می بی‌کران مبارک باد

عید آمد که ای سبک روحان

رطل‌های گران مبارک باد

چند پنهان خوری صلاح الدین

بوسه‌های نهان مبارک باد

گر نصیبی به من دهی گویم

بر من و بر فلان مبارک باد

 

**************************

آغاز ِ سال ِ 14086 اهورائی

 

7029 میترایی ، 3745 زرتشتی

 

2566 شاهنشاهی ، 6757 آشوری

 

و

 

1386 شمسی!

 

 

بر تمامی دوستان و خانواده های محترمشان

 

نیکو دم و خوش نفس و خجسته گفتار و فرخنده پی

 

پاکیزه سرشت وفرخ باد ....

 

**************************

 

خداوندا ما را از دروغ و ریا،  دور بدار

 

خدایا قلب ما را تهی از نفرت و مملو از عشق بنما

 

خدایا عمر ما را همراه با عزت قرار بده

 

الهی چه عذابی از حجاب سخت تر به حق خودت از جهنم حجابم وا رهان

 

الهی لذت گرسنگی را در کامم برکت ده

 

الهی به فضلت نه به عدلت بر ما حکم کن

 

الهی یقینم را زیاد گردان و اضطرابم را به اطمینان مبدل کن و آنی را که در آخر خواهی کنی در اول کن که شفاعت آخرین از آن ِ ارحم الراحمین است

 

الهی مرا در سایه ی  خاتم صلی الله علیه واله و سلم داشتی که تو را یابم و بندگانت را در یابم! شکر این موهبت چگونه گذارم ؟ بارالها ناپاک را به سویت بار نیست و با بندگانت کار نیست،  دستم را بدار تا در راهم استوار باشم.

 

الهی از من آهی و از تو نگاهی

 

معبودا دشمنان ِ ایران و ایرانی را نابود بگردان،ایران را جاوید و ایرانی را پایدار بدار

 

معشوقا ما را عاشق تر بگردان

 

الهی به حرمت سرو سامان گرفتهِ گانت این بی سرو پا را آواره کن

 

بار الها به حرمت راز و نیاز ِ اهل ِ راز و نیازت این نا اهل را سوز و گداز ده

 

به ما توفیق کم خوری ، کم گویی و کم خوابی عطا کن! و از نیت گناه دور بدار!

 

نگاه ما را از زمین به آسمان ببر

 

پروردگارا به حق همین نیمه شب هیچ دلی رو تنها نگذار

 

 

خدایا ، پروردگارا ، معشوقا

 

  به قدر معرفتم تو را

 

پرستش می کنم ، قسَمَت میدهم به حق ِ

 

 اهل بیت

 

 معرفتم را افزون کن .....

 

در پایان از شما هم خواستارم تا اگر دعایی دارین اضافه کنید تا دست ِ جمعی با هم یه آمین بلند حواله ی عرش الهی بکنیم

شکرت خدایا ! شکر که فقیر و حقیرم نه امیر و وزیر

فدای لب و دهانی که به ذکر خدا مشغول است ....

 

 

*****************************************

با آرزوی 12 ماه شادی

52 هفته خنده

365 روز سلامتی

8760 ساعت عشق

526600 دقیقه برکت

3153000 ثانیه دوستی

*****************************************

اللهم عجل لولیک الفرج

 

آمین یا رب العالمین

 

 

 

ثبت شده به دست حامد مورخ چهارشنبه 1 فروردین1386 در ساعت 4:8 | + |

سایه ی اهورا ، سلام عشق ، سعادت روح ، سلامت تن ، سرمستی ِ بهار ، سکوت دعا ، سُرور ِ جاودان! آری این است هفت سین آریایی ، پیشکش به شما .

امسال هم تموم شد ، به همین سادگی ............. آره خب،  خداحافظ

بهاری باشید ، سبز و شاداب..... عزت زیاد

 

 

ثبت شده به دست حامد مورخ چهارشنبه 1 فروردین1386 در ساعت 3:16 | +

به نام آفریدگار یکتا

 

این مطلب به طور کل برگرفته از اینجاست

*****************************

این مطلب برگرفته از وبلاگ

 

فیلم ضد ایرانی 300 را به رای گذاشته تا کاربران در موارد مختلف به این فیلم رای دهند و نتیجه آن قطعاً در تصمیم گیریهای مختلف همانند فروش گیشه بی ناثیر نیست. شما هم با مراجعه به لینك زیر به این قیلم ضد ایرانی رای F را بدهید، تا این لحظه حدود 17500 نفر به این فیلم رای داده اند و این فیلم رتبه نه چندان خوب B را دارد، همت کنید و رتبه آنرا به زیر C برسانید.

کلیک کرده و در صفحه ای که باز می شود گزینه Write your own review را انتخاب و سپس همه گزینه ها را F انتخاب کرده و پس از تایپ متن اعتراضیه ای در کادرهای محاوره ای پایین صفحه کلید Post Review را فشار دهید

 

برای راحتی شما متن انگلیسی كه باید در پایین همون صفحه تایپ كنین رو اینجا میارم. اگه نتونستین بگید تا كمكتون كنم

 

همت كنین بچه ها

 

http://movies.yahoo.com/movie/1809262865/user

 

thats a big lie of history

 

thats a big lie of persian history. when persia had civilization america and uroupe were wild

 

please read the original and really history too undrestand persian people were civilized when american people were wild

*****************************

رخصت تا بعد ....

 

ثبت شده به دست حامد مورخ یکشنبه 27 اسفند1385 در ساعت 8:11 | + |

 

پروردگارا سه خصلت مرا از اينكه چيزى از تو بخواهم بازمى‏ دارد، و يك خصلت مرا به درخواست از تو ترغيب مى‏كند، آن سه عبارت است از امرى كه به آن فرمان داده‏اى و من در انجامش كندى كردم، و کارى كه مرا از آن نهى نمودى و به سويش شتافتم، و نعمتى ‏كه به‏من بخشيدى ولى در شكر گزاريش کوتاهى كردم. اما آنچه مرا بر درخواست از تو ترغيب مى‏كند احسان توست به آن‏كه با نيّت پاك به تو روى آورده، و از طريق خوش گمانى به درگاه تو آمده، زيرا كه تمام احسانهايت از روى تفضّـل است، و نعمتهايت همه بى‏سبب و بدون سرآغاز.

*************************************************

قطعه ای از صحیفه ی سجادیه ترجمه استاد حسین انصاریان

 

ثبت شده به دست حامد مورخ شنبه 19 اسفند1385 در ساعت 15:39 | + |

به نام خدای مهربون ، خدای خوب آسمون

 

*******************************************************

وقتی که یوری گاگارین به فضا رفته بود ، خبر نگاری در ِ خانه اش می رود

و از بچه اش می پرسد :

پدر کجاست ؟

بچه می گوید :  " رفته است به فضا "

می پرسد : " کی بر میگردد ؟ "

می گوید : " ساعت 2 و 35 دقیقه و 7 ثانیه "

بعد می پرسد : " مادرت کجاست ؟ "

می گوید : " رفته است نان بخرد. "

می پرسد  : " کی بر می گردد ؟ "

می گوید : " معلوم نیست. "

آن پدر اینجا مظهر پیشرفت علمی است و آن مادر مظهر حقیقت انسان است که  در روی زمین میماند و این بچه انسان فرداست که از موفقیت پدرش جز پیشرفت علمی ( البته علم به این معنی ) چیزی به ارث نمیبرد. اما از رنج مادرش زندگی می کند. خلاصه ، یعنی مقدس ترین چیزی که می توانست بشر را نجات بدهد ، امروز به صورت فاجعه آمیزترین و فاجعه آفرین ترین چیزها در آمده است  !..... .

 

*******************************************************

 

نیاز های انسان امروز ( دکتر علی شریعتی )

ثبت شده به دست حامد مورخ جمعه 18 اسفند1385 در ساعت 7:35 | + |

به نام نگارنده زیبایی ها

با سلام ! عرض ادب و احترام

امیدوارم که حالتون خوب باشه

بلاخره پس از مدتها امشب هیجان رو با تماشای یک بازی ِ فوتبال تجربه کردم !!!!..

و اما مطلب امشب :

 

ارسطو گفته است : سعادت ، سه گونه است . یا در جانست ، و آن دانش ‍است و پاكدامنى و دلیرى . و یا در تنست و آن تندرستى است و زیبایى و نیرومندى و یا از این دو بیرونست ، چون مال و جاه و نسب .

 

شخصا ً امیدوارم که از دو نوع اول حتما بهره مند باشید و اگر نوع سوم که فبها چراکه با پول هم نمی توان سلامتی ، شجاعت و .... از این قبیل را خرید. فراموش نکنید زمانی ثروتمند هستید که چیزی داشته باشید که

حتی پول هم قدرت خریدش رو نداره ! همین !.....

بر زمین سلامتی و در میان مردم رضامندی باد ........ یا حق ...

 

ثبت شده به دست حامد مورخ چهارشنبه 16 اسفند1385 در ساعت 3:20 | + |

        به نام سرچشمه ی عشق

 

    در عشق، ابهامی وجود ندارد ـ  ابهام، در ماست

    نه تشریفاتی در عشق هست و نه فرضیاتی فلسفی .

    عشق، رهیافتی ساده و مستقیم به زندگی ست

    كلمه ی ساده و بی پیرایه ی عشق.

    معجزه ای را در خود نهفته دارد.

    مهم نیست كه به چه كسی عشق می ورزی،

    متعلق عشق موضوعیت ندارد.

    آنچه مهم است این است كه

    بیست و چهار ساعت روزت را عاشقانه سپری كنی،

    همان طور كه در بیست و چهار ساعت روزهایت،

    بی استثنا نفس می كشی.

    نفس كشیدن هدفی را دنبال نمی كند،

    عشق نیز خواهان چیزی جز خود نیست.

    اگر با دوستی هستی، نفس می كشی.

    اگر در كنار درختی نشسته ای، نفس می كشی.

    اگر در آب شنا می كنی، نفس می كشی.

    یعنی هر كاری كه می كنی،

    با نفس كشیدن همراه است.

    عشق نیز باید همین ویژگی را داشته باشد،

    یعنی باید هسته ی مركزی همه ی كارهای تو باشد.

    عشق باید طبیعی باشد، مثل نفس كشیدن.

  

              در واقع،عشق

 

  همان نسبتی را با روح دارد

 

    كه نفس كشیدن با جسم.

 

*******************************

    برگرفته از مجله ی راه زندگی

 

*******************************

 

همواره مراقب سلامت جسم و روانتان باشید ... همین !

                            تا عشق ........ یا حق ...

 

ثبت شده به دست حامد مورخ جمعه 11 اسفند1385 در ساعت 8:54 | + |

   به نام آنكه دوستی را آفريد

 

 

                   *************

 

سلام دوستان این بار قطعات و جملاتی در باره دوستی :

 

************************************************************

چون در دوستى كسى به شك ماندى ، و خواهى كه تلخیش از شیرینیش ‍بازشناسى ، نهانى دل او را از دل خویش پرس ! ضمیر تو از ضمیر او آگاهت مى كنند.

********************

در گذشته ، دوست ، دوست را به انگیزه لطف سخن و لذت همنشینى دیدار مى كرد. و اینك! دیدار مى كند تا غم خویش را آشكار سازد و شكایت روزگار را باز گوید.

********************

با دوست کهن دوستی استوارتر کن، چه دوست کهن همانا چنان مِی  کهن است که هر چه کهنه‌تر شود خوشگوارتر گردد. ( از اندرزنامه ی ساسانی )

********************

از دوستت پاكى ها را بپذیر! و كدورت ها را رهاكن ! روزگار عمر، كوتاه تر از آنست كه دوست را سرزنش كنى

********************

به هنگام آسودگى ، بسیار كسان دعوى برادرى دارند لیكن ، به هنگام سختى ، برادران باز شناخته

مى شوند.

********************

دوستان جدید پیدا کنید اما دوستان قدیمی را هم حفظ کنید، اینها نقره و آنها طلا هستند. ( پرمود ابترا )

********************

وقتی انسان دوست واقعی دارد كه خودش هم دوست واقعی باشد. ( امرسون )

********************

حكیمى گفت : دوست ، وابسته ی روحست و خویشاوند، وابسته ی تن .

********************

با دوست معامله چنان كن كه به حاكم محتاج  نشوی. ( قسمتی از پند نامه ی افلاطون که در فرصت مناسب به طور کامل پستش میکنم  )

********************

 

** با كسى دوستى كن ! كه بزرگوار و عفیف  با حیا و بخشنده باشد **

 

************************************************************

 

                    آن را که جــفا جـوست، نمی باید خواست

                    سنگین دل و بد خـوست نمی باید خواست

                    ما را، ز تــوغـیر از تــو تـمـنــّّایی نیست

                    از دوست به جز دوست نمی باید خواست

 

************************************************************

 

دوستان ِ من ! اگر مرا در نزد شما، قدر و پایگاهى نیست ، شما را نزد من هست .

 

             در پناه یزدان ، شاد باشید و خندان ..... یا حق ...

 

 

ثبت شده به دست حامد مورخ دوشنبه 30 بهمن1385 در ساعت 1:25 | + |

 

*********************

به نام خالق ملک ایران زمین

*********************

به کوروش چه خواهیم گفت؟
اگر سر بر آرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما
چه شد دین زرتشت پاک
چه شد ملک ایران زمین
کجایند مردان این سرزمین
به کوروش چه خواهیم گفت؟
اگر دید و پرسید از حال ما
چه کردید بُرنده شمشیر خوش دستتان
کجایند میران سر مستتان
چه آمد سر خوی ایران پرستی
چه کردید با کیش یزدان پرستی
به شمشیر حق ، نیست دستی
که بر تخت شاهی نشسته است
چرا پشت شیران شکسته است
در ایران زمین شاه ظالم کجاست
هوا خواه آزادگی ، پس چرا بی صداست
چرا خامش و غم پرستید،  های
کمر را به همت نبستید،    های
چرا اینچنین زار و گریان شدید
سر سفره خویش مهمان شدید

چه شد عِرق میهن پرستیتان
چه شد غیرت و شور و مستیتان
سواران بی باک ما را چه شد
ستوران چالاک ما را چه شد
چرا مُلک تاراج می شود
جوانمرد محتاج می شود
چرا جشنهامان شد عزا
در آتشکده نیست بانگ دعا
چرا حال ایران زمین نا خوش است
چرا دشمنش اینچنین سر کش است
چرا بوی آزادگی نیست،  وای
بگو دشمن میهنم کیست،  های
بگو کیست این ناپاک مرد
که بر تخت من اینچنین تکیه کرد
که تا غیرتم باز جوش آورد
ز گورم صدای خروش آورد
به کوروش چه خواهیم گفت؟
اگر سر بر آرد ز خاک

 

****************************

ایرانی باشید

و به ایرانی بودن خود افتخار کنید !...

****************************

در پناه حق باشید در سایه ی ایمان .... عزت زیاد

 

 

ثبت شده به دست حامد مورخ یکشنبه 29 بهمن1385 در ساعت 3:18 | + |

 

.

 

 

بنام خالق ِِ گوهر ِ گیتی

 

 

 

 *** زمین امروز در برابر زنان فروتن می شود ***

 

 

كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 4 روز پس از والنتاین فرنگی است! این روز "سپندارمذگان" یا "اسفندارمذگان" نام داشته است.

 

فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس، فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد.

 

به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند.... آیا زمان آن نرسیده است كه همچون سال های اخیر و گسترش جشن های سده و مهرگان در ایران نسبت به پیش تر، سپندار مذگان را هم گرامی بداریم ؟

 

حتما شما هم هیاهو و هیجان را در خیابان ها دیده اید. مغازه های اجناس كادوئی لوكس و فانتزی غلغله میشود.شمع شکلات ادکلن و.. همه وهمه در جعبه های رنگی قشنگ همراه با کارت هایی که بر روی آنها جملاتی هم نوشته شده و حاکی از عشق و علاقه طرفین می باشد بازار داغی دارند . همه جا اسم Valentine به گوش می خورد.

 

ملت ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود آشنا نیستیم شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است.

 

چند سالی بیش نیست که روز ۱۴ فوریه در تقویم جوانان ایرانی ؛ روز ویژه ای شده است. خصوصیتی که روزهای ملی و سنتی ما در همان تقویم ها از آن بی بهره اند. سده ، مهرگان ، تیرگان و ... شاید برای خیلی ها نام های غریبه ای باشنداما از هر بچه مدرسه ای كه در مورد والنتاین سوال كنی می داند كه "در قرن سوم میلادی كه مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام كلودیوس دوم که عقاید عجیبی داشته است از جمله اینكه سربازی خوب خواهد جنگید كه مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می كند. كلودیوس به قدری بی رحم وفرمانش به اندازه ای قاطع بود كه هیچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد.كلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد كه والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود .سرانجام كشیش به جرم جاری كردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام می شود...بنابراین او را به عنوان فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نماد و سمبلی برای عشق می شود!"

 

 

اما كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است!

 

جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 4 روز پس از والنتاین فرنگی است! این روز "سپندارمذگان" یا "اسفندارمذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان"روز عشق"به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب میكردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند.

 

بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس، فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است .در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند که با نام آن روز و ماه تناسب داشت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ یا اسفندارمذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندارمذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.

 

سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز زنان به شوهران خود هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می كردند.

 

شاید هنوز دیر نشده باشد كه :

روز عشق را از 26 بهمن  (Valentine)

به 29 بهمن  )سپندار مذگان ایرانیان باستان) منتقل كنیم.

 

**************************************

 

*** متن فوق بر گرفته از سایت پندار می باشد ***

 

http://www.pendar.net/main1.asp?a_id=4071

 

برای اطلاعات بیشتر می توانید به آدرس های زیر مراجعه کنید

 

http://www.jashnha.blogfa.com/post-12.aspx

 

http://www.yataahoo.com/Religion/Madar.htm

 

 

و یا در سایت گوگل به جستجو بپردازید .

 

**************************************

 

شايسته است بانوی ايرانی را در اين روز ارج نهيم

 و دختران و پسران سرزمين كهن تنها با چهار روز صبر و تامل  روز عشاق را در بیست و نهم بهمن ماه خورشيدی جشن بگيرند.

گامهايی اين چنين ، ما را در پاسداشت و نگه داری هويت ايران 8000 هزار ساله استوار تر خواهد نمود.

 

                                 عشقتان فروزان و دلتان پر مهر ........ یا حق ...

 

 

ثبت شده به دست حامد مورخ یکشنبه 29 بهمن1385 در ساعت 1:43 | + |