یك روز شیخ ما, ابوسعید,در نیشابور مجلسی می گفت.
خواجه ابوعلی سینا,رحمةالله- علیه,از درِ خانقاه شیخ درآمد و ایشان هردو پیش از ان
یكدیگر ندیده بودند, اگرچه میان ایشان مكاتبت بود. چون بوعلی از در درآمد شیخ ما
روی به وی كرد و گفت:«حكمت دانی آمد.» خواجه بوعلی درآمد و بنشست. شیخ به سرِ سخن
شد. و مجلس تمام كرد و از تخت فرود آمد و در خانه شد و خواجه بوعلی با شیخ در خانه
شد و درِ خانه فرازكردند و سه شبانه روز با یكدیگر بودند به خلوت, و سخن میگفتند
كه كس ندانست, و هیچ كس نیز به نزدیك ایشان در نیامد, مگر كسی كه اجازت دادند, و
جز به نماز جماعت بیرون نیامدند.
بعد از سه شبانه روز, خواجه بوعلی برفت. شاگردان
از خواجه بوعلی پرسیدند كه:«شیخ را چگونه یافتی؟» گفت:« عجبا هرچه من میدانم او
میبیند » و متصوّفه و مریدان شیخ, چون نزدیك درآمدند, از شیخ سؤال كردند كه:«ای
شیخ! بوعلی را چگونه یافتی؟» گفت :« هرچه ما می بینیم او می داند ».
********************************************************
اگر یاد بگیری که سیال و انطباق
پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *
********************************************************
با درود و مهر
از یاران و همراهان همیشگی
بابت این چند روز پوزش میطلبم، امیدوارم پذیرا باشید
فکر کنم یه دو هفته ای کلا از
زندگی استعفا دادم...... بگذریم... در خدمت دوستان هستم...
تا بعد...
*********************************************
بارخدايا به بريدنم از غير و
پيوستنم به تو خود را از هر شائبه خالص كردم، و با تمام وجود به تو رو آوردم، و از
آن كه نيازمند به عطاى توست روى گرداندم، و درخواست خود را از طرف آن كه از فضل تو
بىنياز نيست گرداندم، و دانستم كه حاجت خواستن محتاج از محتاج ديگر از سبكرائى و
گمراهى عقل اوست. خداوندا، چه بسيار مردم را ديدهام كه از غير تو عزت خواستند و
خوار شدند، و از غير تو ثروت طلبيدند و تهيدست گشتند، و در طلب بلندى و مقام
برآمدند و پست شدند، پس انسان دورانديش بهديدن امثال ايشان بر راه درست رود و
پندگيرى او مايه توفيق او شود، و اين انتخاب او را به راه صواب رهنمون گردد. پس اى
مولاى من مرجع خواهش من تويى نه هيچ مسئول ديگر، و برآورنده نيازم تويى نه هيچ
مطلوب اليه ديگر، پيش از آنكه كسى را بخوانم تو را مىخوانم و بس، احدى در
چشمانداز اميد من با تو شريك نيست، و هيچ كس در دعاى من با تو همراه نيست، و نداى
من او و تو را با هم در برنمىگيرد. الهى، تنها توراست وحدانيت و يگانگى، و ملكه
قدرت بىنياز، و فضيلت حول و قوّت، و پايه والايى و رفعت، و ماسواى تو در تمام عمر
خود نيازمند رحمت تو، و در كار خويش عاجز و مغلوب، و در امور خود ناتوان است، و
حالاتى گوناگون، و صفات ناپايا دارد، پس تو بالاتر از آنى كه همانند و ضدى براى تو
باشد، و بزرگ تر از آن كه همسان و همتا داشته باشى، پس پاك و منزّهى، معبودى جز تو
نيست...
*********************************************
*******************************************************
دکتر علی شریعتی :
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق
ظلم و ستم زندگی می کنند،
و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست
و آزادانه مرد...
********************************************************

